|
از جهالت، دست بردار و توبه کن 1
شنبه هجدهم آذر 1385 11:45 بعد از ظهر
مسلمین در ایمان به اصل توحید، متحد بوده و بین عقاید مشترک خویش، هیچ نوع جدایی و تضادّ نمی دیدند، تا این که در آغاز قرن هشتم هجری، فردی انگشت اعتراض، روی برخی از سُنَن و عقاید رایج مسلمین نهاد و گرایش آنها را مایۀ شرک و دوری از توحید پنداشت. وی پنج سال پس از سقوطِ خلافتِ بغداد، به سال661 قمری در"حرّان" ازتوابع سوریه در خانواده ای که اعضای آن بیش از یک قرن، پرچم دار مذهب حنبلی بوده اند، پا به عرصۀ گیتی نهاد. بعد از شش سالگی، همراه خانواده - به جهت هجوم مغولان- از شهر خود به دمشق هجرت کرد. ابتدا تعلّم را نزد پدرش که در مسجد جامع دمشق به تدریس وتربیتِ دانش پژوهان، اشتغال داشت شروع کرد سپس از اساتید د یگری بهره مند شد و تا هفده سالگی ، تحصیلات اولیّه اش را در آن سرزمین به پایان برد. از آغاز قرن هشتم به تدریج ، کج فهمی او بروز کرد، خصوصاً موقعی که ساکنین " حماة " تفسیر آیۀ " الرّحمن علی العَرش استوی " را از وی خواستند، دچار لغزش ذهنی شد و برای خدا جایگاهی در فراز آسمان ها که بر عرش و سریری متّکی است تعیین کرد! سپس از آیاتی چون " لیسَ کمِثلِهِ شَیء " و " وَلم یَکُن لهُ کُفواً اَحَد " تفسیری مخالفِ آیاتِ فوق که مستلزمِ شباهتِ خدا به انسانها ست ارائه داد. انتشار پاسخ وی ، در دمشق و اطرافِ آن ، غوغایی به پا کرد. ایشان پیوسته افکار عمومی را - با نظر دادن بر خلافِ آراءِ مشهور و رایج مسلمین- متشنّج می کرد، لذا علمای بزرگِ شام و مصر، بر علیه اوبیانیه های متعدّدی صادر کردند. ابن بطوطه ، جهانگرد معروف در سفرنامه اش به نام " رحلة ابن بطوطه " صفحات 95- 96 طبع صادر سال 1384 مینویسد: من در دمشق، فقیه بزرگِ حَنابله (کسانی که حَنبلی مذهب اند) را دیدم ، او در فنون گوناگون سخن می گفت ولی در عقلِ او چیزی بود. آنگاه می افزاید: او در یکی از جمعه ها در مسجدی مشغول وَعظ و ارشاد بود و من نیز شرکت کردم. از جملۀ گفتار او این بود << خداوند [ازعرش] به آسمانِ نخست فرود می آید مانند فرود آمدن من از منبر>> این سخن را بگفت و یک پلّه از منبر پایین آمد، در این هنگام فقیهی مالکی [مذهب] به نام " ابن الزّهراء " به مقابله بر خاست، و سخن او را ردّ کرد ، مردم به طرفداری از او برخاستند و فقیه معترض را با مشت و کفش زدند. این نمونه ای از عقاید اوست که شاهد عینی کاملاً بی طرف که با گوش خود شنیده و به چشم خود دیده است. آیا حد س می زنید ، چه کس و چه ناکسی هستند ؟ ایشان کسی نیست ، جز" تقی الدّین بن تیمیّۀ حرّانی " به یاری خدا، روزهای آینده مروری بر گزیده بیانیه های دانشمندان بزرگ اهل سنّت خواهیم داشت تا منزلت و ارج وی در افکار عمومی آن عصر، روشن شود... ادامه دارد
|
|